نشست خبری پیش از دیدار با نیوزیلند، یک گفتوگوی ساده فوتبالی بین کادر فنی و کاپیتان ایران با خبرنگاران نبود بلکه میدان مینی از جنس حاشیه و جنجال بود؛ معرکهای که در آن رسانهها و خبرنگاران با سوالات غیرفوتبالی و سیاسی، تمام توان خود را به کار بستند تا ستاره و کاپیتان تیم ملی ایران را به گوشه رینگ برده، تمرکز او را در هم بشکنند و فریاد عصبیاش را تیتر اول خود کنند.
اما آنچه در آن فضای پرتنش رقم خورد، حماسهای از جنس پختگی، ایستادگی و بلوغ حرفهای بود. مهدی طارمی اسیر این بازی رسانهای نشد و با آرامشی پولادین، تمام این امواج سهمگین را درهمشکست. او سنگر خود را نه بر پایه تقابل و دوقطبیسازی، بلکه بر مبنای ایجاد همدلی و صلح میان تمام ایرانیان در سراسر دنیا استوار کرد و با خونسردی بینظیرش ثابت کرد که تمرکز بالا برای موفقیت ملی، بالاتر از هر هیاهویی است.
این نمایشِ باصلابت، حاصل سالها پیکار و بازی در بالاترین سطح فوتبال اروپا و آموختن الفبای حرفهایگری در تارک تنشهاست؛ اصالتی که به بازیکن یاد میدهد چگونه در اوج غوغا، سپر بلای تیمش باشد.
اوج این رویارویی هوشمندانه جایی بود که او با لبخندی دلسوزانه و رندانه، بازیِ حاشیهسازان را به رخشان کشید و با صلابت به خبرنگاران یادآوری کرد که کنفرانس خبری، مأمن پرسیدن سوالهای فوتبالی و فنی است و تلاش آنها برای کشاندن بحث به مسایل غیرورزشی، فرسنگها با رویه حرفهایگری فاصله دارد.
طارمی با این رفتار، هم تمرکز تیم را حفظ کرد و هم نشان داد که یک رهبر واقعی در میانه طوفان چگونه ایستادگی میکند؛ و حالا با غرور میتوان گفت که بازوبند رهبری بر بازوی درستی بسته شده و ایران میتواند به این کاپیتان خردمند، میداندار و تکیهگاه امن تکه کند.